مولف ناشناخته
82
تاريخ شاهى ( فارسى )
و دبير بايد كه پيوسته تعهد حسن بصر و سمع و بوى دهان كند و چيزها كه مبخّر باشد تناول نكند - چون سير و پياز و گندنان - و در كرمان در عهد ما نويسندهاى بود كه كتابات مجلس قضا كردى ، او را خواجه امام سراج محتسب گفتندى ، مدة هشتاد و چند سال عمر يافته بود ، هرگز نمك نخورده بود در نان و ديگر اطعمه ، جهت حدّت حاسّهء بصر . و دبير بايد كه دندان را پاك دارد و [ آنچه ] بوى دهن خوش كند پيوسته به كار مى - دارد و همچنين جامهاء پاك پوشد و بويهاء خوش استعمال كند و به عوض آب ، گلاب در دوات اندازد تا در حق او نگويند . بيت . كأن دواته من ريق فيه * تلاق ، فريحها ابدا كريه و دبير را خط نيكو بغايت شرط نيست چه گفتهاند الخط ما يقرى ، يعنى خط آنست كه بتوان خواند . [ 169 ] و اگر خط نيكو بود آن خود طراز عمل او باشد . اما بايد كه معانى سخن نيكو داند و عبارت بلند دارد و آنجا كه موجز بايد نبشت اطراف سخن فراهم گيرد و آنجا كه حاجت به اطناب و تطويل بود بال سخن بگستراند . و دبير كه خط او نيكو باشد و عبارت نازل ، چون درخت پيدا « 1 » بود كه خضرة فى العين و لا ثمرة فى البين ، يعنى سبزه در نظر باشد و بار و برى كه مطلوبست در ميان نبود . و در آخر دولت عهد خوارزميان ، نور الدين كدكنى منشى فراخاست كه در شيوهء انشا و بلاغت پاى تقدم فراپيش جملهء كتّاب جهان نهاد ، و افاضل عصر از مكتوبات و منشآت او جمع كردهاند و در آفاق و اقطار جهان شهرتى تمام يافته ، و ديوان انشاء « 2 » سلطان جلال الدين به وى حواله بود ، اما در شيوهء نظم زيادت قوت طبعى نداشت . و در كرمان به شيوهء انشاء نظم و نثر ، منشئى چون شرف الدين مقبل در عصر
--> ( 1 ) - ظاهرا : درخت بيد ( 2 ) - در اصل : انا